|
عشق ماندگار(خدا) آوا[12]
او در کنارم هست و خواهد ماند تا ابد.کاش بتوانم... | ||
|
[ شنبه 30/2/91 ] [ 12:48 عصر ] [ آوا ]
سلام به همه دوستان خوبم.خصوصا بزرگوارانی که در نبود من به وبم سر زدن وعلی الخصوص عزیزانی که تولدم رو تبریک گفتن.امیدوارم همه شمایزرگواران وهمه مسلمین وشیعیان جهان همیشه مشمول لطف و کرامات خداوند قراربگیرید .
فرارسیدن این سال جدید رو به شمادوستانم صمیمانه تبریک میگم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت در تمام زمینه ها خصوصا زمینه معنوی داشته باشید .
هرلحظه رابرایتان تحولی جدید وزیبا آرزومندم.شایدبازهم مدتی نباشم.التماس دعا دارم که مشکلم حل بشه وبه زودی برگردم وبادوستان بیشتر در ارتباط باشم .
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 8/1/91 ] [ 5:6 عصر ] [ آوا ]
امروز دوباره برایت شعرهایی سرودم.نمی خواهم بنویسمشان اما دوبیتش را برای دل خودم اینجا می نویسم. آقاجان.امروز دیگر بیا که کاسه صبرم لبریز شده.من لطف تو را میان این همه ظلم می خواهم. من نوازش نگاه تو را در این غربت محض می طلبم. امروز بیا که منتظرم... جمعه ها بوی عبورتو ز هر کوچه به پاست جمعــه ها غـربت چشـمان تـورا می بیـنم در خیـــالم ز غبــار قـدمـــت از هـــمه جــا بوسـه هایی ز عطش از ته دل می چیـنم موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 12/12/90 ] [ 11:52 صبح ] [ آوا ]
اگر از خانه بیرون نمی روم، اگر در جشن هایی تحت عنوان عروسی و عقد و... شرکت نمی کنم، اگر به هیچ مردی سلام نمی کنم و یا جواب سلامشان را خشک و آرام می دهم، اگر با هیچ فروشنده ای سر قیمت جنسی چانه نمی زنم دلیلش حماقت و عقب افتادگی ام نیست.دلیلش گوشه گیری ام نیست. من یک زنم. انسانی از جنسی که باید پنهان بماند. من هرگز باهیچ سرزنشی این رویه را ترک نخواهم کرد.حتی به قیمت تنها ماندنم تا آخر عمر. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 10/12/90 ] [ 3:57 عصر ] [ آوا ]
وقتی خسته می شوم از دنیا و تعلقاتش فقط سجاده ام را برای پناه بردن امن می دانم.بوی عطری که هنگام سجده هوش از سرم می برد.این عطر،عطری نیست که من به سجاده ام زده ام.عطر آرامش است.مهری که پیشانی ام را خنک می کند تکه سنگی نیست که بر سجاده ام گذاشته ام،دکمه رابطیست بین من و تو که دلم را خنک می کند و آتش درونم را می خواباند.کف دستهایم را مخمل سجاده نیست که نوازش می کند بلکه لمس خاک پای توست که مرهم تاول دستهای خسته منست. وقتی به پایت می افتم سدی دور من درست می شود که هیچ شیطانی را توان شکستنش نیست.آن لحظه حس می کنم در آسمانی شناورم که افتادن از آن محالست.زمان در این دنیا می گذرد و من همچنان در این لحظه زیبا مانده ام بی آنکه حس کنم گذر زمان را. محبوب من.این لحظه های زیبا را از من نگیر... موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 9/12/90 ] [ 1:47 عصر ] [ آوا ]
چشمهایم را به تو می سپارم که خلقشان کرده ای.می خواهم اشکهایم را فقط خودت ببینی و وقتی دیدی گریه بس شد خودت اشکهایم را پاک کنی. دستهایم را به تو می سپارم تا هرگاه اراده کردی آنها را پر کنی و هرگاه خواستی خالی کنی. پاهایم را به تو می سپارم تا هرکجا خواستی بروند و هرگز به جایی که تو دوست نداری نروند. من خودم را به تو می سپارم تا هرچه مقدر می دانی با من بکنی و نگذاری دست شیطان مرا به وسوسه های شوم گناه بکشاند. من اراده ام را به نام تو گره می زنم.باشد که سست نگردد. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یکشنبه 7/12/90 ] [ 12:51 عصر ] [ آوا ]
حالا رسیدم به جائی که اگر اطاقم آتش بگیرد و من میان آتش باشم لبخند می زنم و می گویم خدای مهربانم،شکر.تو نظاره گری و تو تنها عاشق حقیقی منی.پس نگران نیستم و خودم را به تو می سپارم.اگر تو نخواهی هیچکس نمی تواند برایم کاری کند و اگر تو بخواهی بدون کمک کسی نجاتم می دهی.اما من آنقدر دارم غرق عشق تو می شوم که حتی سوزش تن نحیفم مرا از پای نخواهد انداخت. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ دوشنبه 1/12/90 ] [ 3:49 عصر ] [ آوا ]
[ سه شنبه 25/11/90 ] [ 10:21 صبح ] [ آوا ]
[ دوشنبه 24/11/90 ] [ 5:22 عصر ] [ آوا ]
[ یکشنبه 23/11/90 ] [ 10:13 عصر ] [ آوا ]
|
| |
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||